آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - مرات الادوار و مرقات الاخبار نسخه اى ناشناخته - ساغروانيان سيد جليل

مرات الادوار و مرقات الاخبار نسخه اى ناشناخته
ساغروانيان سيد جليل


يكى از علماى بزرگ قرن دهم ق (مولانا مصلح الدين محمد لارى) است كه صاحب حواشى و شروح بسيارى بر آثار علماى قبل از خود است.
اين دانشمند در لارستان فارس متولد شد. وى براى تحصيل علوم به شهر شيراز مى رود و از محضر اساتيدى همچون كمال الدين حسين بن محمد بن على لارى و مير غياث الدين منصور دشتكى شيرازى كسب علم مى كند.
او به سبب شرايط سياسى ـ اجتماعى پيش آمده راهى هندوستان مى شود و در دربار همايون پاشا قدر و منزلتى پيدا مى كند. بعد از فوت اين پادشاه عازم حج مى شود و از آن جا نيز به اسلامبول مى رود.
سلطان حكيم او را حمايت كرده و به بلده آمد مى فرستد, در آن جا توليت مدرسه خسروپاشا را مى پذيرد و معلم اسكندر پاشا و فرزندان او مى شود تا اين كه در سال ٩٧٩ق در همان شهر (آمد) فوت مى كند و در همان جا مدفون مى شود.
از جمله آثار تأليفى او كه به زبان فارسى نوشته شده است مرات الادوار و مرقات الاخبار يا تاريخ لارى است. اين تاريخ از ابتداى خلقت حضرت آدم(ع) شروع مى شود و تا عصر مؤلف (٩٧٤ق) يعنى عصر سلطان سليم ادامه پيدا مى كند; او تاريخش را در ده باب تنظيم كرده است.
انگيزه اى كه باعث شده شخصيتى چون او كه در علوم عقلى و نقلى و لغوى صاحب نظر است دست به تأليف چنين تاريخى بزند چيست؟ به طورى كه خودش ادعا مى كند اولاً آموزش ها و مفاهيمى بوده است كه از قرآن گرفته, ثانياً اين كه آگاهى و دريافت اقوال و احوال و افكار گذشتگان كشورش او را ملزم به نگارش اين تاريخ كرده است.
جالب توجه است دانشمندى با داشتن بيش از بيست اثر مهم از شروح و حواشى و آثار تأليفى و همچنين با داشتن چنين تاريخى كه آن هم نسخه هاى فراوانى از آن در كتابخانه هاى مهم ايران و جهان وجود دارد اين گونه ناشناخته مانده است. شايد شهرت فراوان عبدالغفور لارى و اثر مهم او سبب شده است كه علماى ديگر اين خاندان ناشناخته بمانند.
البته نه تنها مصلح الدين محمد بلكه دانشمندان ديگرى نيز از اين منطقه و خاندان مانند كمال الدين بن حسين بن محمد بن على لارى ـ شاگرد برجسته جلال الدين دوانى, قطب الدى لارى و عابدين لارى و… وجود دارند كه همچنان در تاريخ ادب ايران شناسانده نشده اند. لازم مى آيد علما و دانشمندان خطه فارس و شيراز به خصوص لارستان به نشر آثار اين دانشمندان همت گمارند و در احياى ميراث مكتوب علماى اين منطقه شريك شوند تا شايد با احياى اين ميراث, سهم منطقه كوچكى از ايران بزرگ را در نشان دادن جايگاه واقعى ايرانيان در جهان علم و دانش روشن گردانند.
مصلح الدين محمد لارى داراى آن چنان سعه صدرى است كه توانسته تاريخى بى طرفانه بنويسيد و با آن كه در دربار عثمانى زندگى مى كرده است تاريخش را به گونه اى بنويسيد كه كمتر عصبيت مذهبى بين شيعه و سنى را در آن مى توان مشاهده نمود با اين كه شافعى مذهب بوده است, به علاوه تاريخ را به گونه اى نقل مى كند كه كمتر جانبدارى بين شاهان صفوى و عثمانى از او ديده مى شود.
گويى اين دانشمند عمدى داشته است بيشتر به معرفى پايگاه هاى علمى و دانشمندان و علماى هر دوره و آثار آنان بپردازد, به خصوص در دوره هاى نزديك به عصر خويش. مقاله استاد عارف نوشاهى در مجله معارف (شماره٣) خود دليلى بر آن مى تواند باشد.
از وجوه اهميت اين نسخه مى توان به وجود تعدد نسخه هاى فراوان اين تاريخ و همچنين وجود چندين تلخيص از اين تاريخ اشاره نمود, ضمن اين كه چندين ترجمه از اين تاريخ به زبان تركى شده است و بسيار مورد توجه تركان بوده است, به خصوص باب دهم آن ـ يعنى عصر عثمانى ـ كه آن را به صورت ها و نام هاى مختلف و حتى به صورت كتاب جداگانه اى به چاپ رسانده اند; چنين ويژگى هايى از نسخه اى كه مربوط به قرن دهم هجرى باشد كمتر به چشم مى خورد.
مصلح الدين سعى مى كند در بيان تاريخ, آن را مستند ارائه دهد و ضمن اين كه در ابتداى تاريخ نزديك به پنجاه منبع و مأخذ را معرفى مى كند هرجا اقتضا كرده منابع ديگر را نام مى برد و گاه به نقد و بررسى آنها مى پردازد و نظر خويش را هم عنوان مى كند.
نثر اين نوشته در خطبه ها بسيار مصنوع و متكلف است و حكايت از قدرت و تسلط نويسنده بر نثر فارسى دارد, اما گاه به نثر مسجع هم گرايش دارد. به طور كلى نثر كتاب بيشتر گرايش به زبان عربى دارد و آن نيز شايد به دليل حواشى و شروحى باشد كه مصلح الدين بر آثار گذشتگان به زبان عربى دارد در ضمن موجز بودن چنين تاريخى مى تواند از ويژگى هاى آن نيز باشد.
در معرفى پنج نسخه اى كه از آنها سود جسته ام به اين موارد بسنده مى شود:
١. نسخه اى از اين تاريخ در كتابخانه ملك به شماره ٤٠٩٤ وجود دارد كه اساس تصحيح اين تاريخ با رمز (M) قرار گرفته است. اين نسخه داراى فهرست مطالب در ابتداى خود است و با نسخه هاى ديگرى مقابله شده است; خط اين نسخه نسخ تعليق است.
در ظهر اين نسخه آمده است: (تاريخ لارى محمد المدعو به مصلح الدين اين تاريخ را به نام سلطان سليم ثانى مؤلف ساخت و بعد از آن معلم سلطان مراد ثالث خواجه سعدالدين ابن حسن خان به نام سلطان مراد مشاراليه ترجمه كرده است…).
٢. نسخه موزه بريتانيا به شماره ٧٦٥٠ مى باشد. اين نسخه نيز با نسخه ديگرى مقابله شده است و با رمز (B) مشخص شده است. اين نسخه داراى خط نستعليق ريز و مربوط به سده يازدهم است. از نظر ساختارى اين نسخه شبيه نسخه ملك (M) است.
لازم به يادآورى است كه اين نسخه ها داراى دو شعبه نسخه نويسى اند و نسخه ملك (M) و موزه بريتانيا (B) در يك گروه قرار مى گيرد.
٣. نسخه كتابخانه آستان قدس رضوى به شماره ٤١٥٥ مى باشد و با رمز (A) مشخص شده است. سال تحرير آن را قرن سيزدهم نوشته اند. اين نسخه نيز داراى فهرست مطالب كتاب است و نسخه اى پيوندى است, صفحات اصلى آن داراى جدول سه تحريرى است و پر از حواشى مختلف و خط خوردگى هاى فراوان, اما بقيه صفحات ديگر آن كه بدون جدول هستند بسيار تميز نگارش يافته اند و با چندين نوع خط و قلم متفاوت نوشته شده است.
٤. نسخه دوم كتابخانه ملك با رمز (Ml) كه به شماره ٣٩١٥ ثبت شده است مربوط به سده يازدهم مى باشد. ظاهراً اين نسخه از ديگر نسخه ها نفيس تر است و با خط نسخ زيبايى نگارش يافته است. منتها در صحافى كتاب اشكالى وجود دارد و آن, اين كه در چندين مورد صفحات فراوانى جابه جا صحافى شده اند, ضمن اين براساس دستنوشت نسخه, حدود ٥٧٠ صفحه نيز از تاريخ افتادگى دارد. اين نسخه, تنها نسخه اى است كه در جاهاى مناسب, نام سلاطين وقت را ذكر نموده است, اجمالاً اين كه سه بار از ابوالمظفر السلطان سليم خان, يك بار از ابوالمظفر السلطان محمدخان و يك بار هم از محمد پاشا نام مى برد.
٥. نسخه كتابخانه مركزى دانشگاه تهران كه ظاهراً همان نسخه آستان قدس است اما انجامه آن ناقص است و مطالب ديگرى در انجامه آن وجود دارد كه مربوط به اين تاريخ نيست.
اين تاريخ داراى ارزش هاى فراوانى است كه مى تواند لزوم چاپ آن را به اثبات برساند. مختصراً مى توان گفت كه از ديدگاه نسخه شناسى اين تاريخ داراى چندين تملك نامه و وقف نامه همراه با آداب خاص آن است, ضمن اين كه بازارهاى فروش كتاب را در آن دوره نشان مى دهد.
نامه هايى از چندين حاكم و دانشمند نظير جامى و بديع الزمان همدانى و غيره در اين تاريخ وجود دارد كه نامه خود مصلح الدين محمد لارى در پايان نسخه موزه بريتانيا مى تواند نشان دهنده سبك و سياق نامه نگارى آن دوره باشد (پيوست٤).
هيچ كدام از نسخه هاى به نام كاتب و زمان كتابت آنها اشاره نكرده اند و اين متأسفانه سبب شده است كه فهرست نگاران در مورد اين تاريخ دچار چندين اشتباه شوند, كه چند مورد آن ذكر مى گردد:
اول اين كه نسخه اساس ما يعنى نسخه ملك با رمز (M) در درون مجموعه اى قرار دارد و فهرست نگار مشخصات نسخه شناسى آخر مجموعه را كه مربوط به تاريخ احوالات سلاطين روم است ـ كه جداگانه به چاپ خواهد رسيد ـ براى اين نسخه نيز آورده است كه مسلماً با اين تاريخ همخوانى ندارد.
ديگر اين كه در نسخه ديگر كتابخانه ملك با رمز (Ml) آمده است كه انجامه آن ناقص است. در حالى كه اين گونه نيست, نسخه كامل است اما در انتهاى نسخه مطالب و اشعارى آمده است كه از درون افتاده است و كاتب اين افتادگى ها را در پايان نسخه آورده است.
با آن كه انتهاى اين نسخه آب خورده است و كلمات به سختى خوانده مى شوند اما داراى ويژگى اى است كه ذكر آن ضرورى است. يك ويژگى اضافات آن است كه مطالبى كه نقل شده است در هيچ كدام از نسخه هاى ديگر, نيامده است (پيوست١) و ديگر اين كه نشان مى دهد كاتب نسخه اساس (M) چگونه توانسته است نام سلطان وقت را ماهرانه از نسخه خود حذف نمايد (پيوست٢).
نسخه آستان قدس رضوى اگرچه نسخه اى پيوندى است اما اضافاتى دارد كه حتى در ديگر نسخه همگروه آن يعنى نسخه دوم ملك (Ml) نيامده است.
ابتدا اين اضافات را وارد نسخه اساس كرديم اما با رسيدن نسخه موزه بريتانيا و نسخه دوم ملك (Ml) و همچنين راهنمايى استاد فرهيخته مايل هروى مجدداً اضافات را به زيرنويس ها منتقل كرديم تا مرز ميان شعب نسخه نويسى اين تاريخ به درستى رعايت گردد و بدين واسطه اين تاريخ داراى زيرنويس هاى فراوان شده است.
در پايان لازم مى دانم از استاد فرهيخته مايل هروى كه بعد از ترك بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى اين نسخه را به اين بنده معرفى كرده اند تشكر و سپاسگزارى كنم و اين كه اگر حمايت ها و تشويق هاى ايشان نبود اين كار به سرانجام نمى رسيد. ضمناً از استاد بزرگوار محمدجعفر ياحقى كه نسخه موزه بريتانيا را برايم فراهم آوردند سپاسگزارى مى كنم.
اميدوارم خلاصه گونه اى كه از اين تاريخ عنوان شد بتواند كمكى به معرفى اين تاريخ ناشناخته و مؤلفش مصلح الدين محمد لارى كرده باشد.